السيد الطباطبائي
157
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
مىكند هويتى بيرون از ذهن نداشته و مفهومى است بى مصداق آنچه در خارج مسلم است اينست كه هر چيزى علتى دارد كه بواسطه وى جبرا بوجود مىآيد و اما اينكه ما در راه مقاصد خود پس معلوم مىشود آن يكنواختى و محدوديت عمل كه در جماد هست در نبات نيست و فى الجمله ميدان عملى براى نبات هست كه براى جماد نيست البته واضح است كه نبات بواسطه پرتو ضعيفى از حيات كه بوى رسيده قدرت تطبيق با محيط پيدا كرده و ميتواند بر ماده مرده بىجان سلطه بخرج دهد و آن را تابع خود كند و به منظور حفظ حيات و ادامه حيات تصرفات متناسبى در ماده نمايد . همين كه فعاليتهاى حيوانى را مورد مطالعه قرار مىدهيم مىبينيم فعاليتهاى مخصوص حيوانى يعنى فعاليتهاى ارادى حيوان به هيچ نحو آن محدوديت و يكنواختى و بر نهج واحد بودن را ندارد حيوان در حركات ارادى خويش از قبيل آب آشاميدن و غذا خوردن و راه رفتن و غيره هيچگونه محدوديتى ندارد زيرا از طرفى اين حركات و فعاليتها وابسته است به اراده حيوان نه چيز ديگر و از طرف ديگر يك نواخت و بر نهج واحد نيست حيوان قادر است در حالى كه رو به نقطه اى حركت مىكند آنا اراده كند و درست به جهت مخالف حركت اولى خود حركت كند قادر است حركت دورانى كند يعنى آنا فانا تغيير مسير و جهت بدهد از محدوديت و يكنواختى فعاليت جمادات به هيچ نحو در حيوان مشاهده نمىشود اگر يك جسم جامد بخواهد حركات مختلفى بكند مانند يكدستگاه ماشين حتما لازم است نيروهاى خارجى او را اداره كند ولى حيوان صرفا با استفاده از نيروى داخلى يعنى نيروى احساس و اراده هزار جور حركت و اثر مختلف ميتواند از خود نشان بدهد يك كبوتر ميتواند به ميل خود پشت سر يكديگر چندين معلق بزند